هر چی که فکر کنی تو این هست




شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
آرشیو
موضوع بندی

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 21 آبان ماه سال 1385
جوک

۱-ترکه تو مسابقه ژیمناستیک از روی خرک نمیپریده میگفته :احترام به همنوع واجب

است

 

 

۲-

به شوکت میگن:شنیدی فیلم زهره دخترت -دست مردم پخش شده؟میگه اینا همش نقشه

های  اون دختره ی گدا گشنه س - سریالش تموم شده.هنوزم دست از سر ما بر

نمیداره  

 

 

۳-

یه روز ترکه تو خیابون داشته میرفته , یکی بهش میگه آقا چرا پای چشت کبوده ؟
 
ترکه میگه : جان من ؟ درد هم میکنه ؟ 
 
۴-
جبرئیل مامور شد تا برود از حوا بپرسد که چرا از میوه ممنوعه خورده. حوا که نمی
 
توانست جواب دهد جبرئیل را پیش آدم فرستاد.آدم هم که نمی توانست جواب دهد.لحظه
ا
ی مکث کرد چون کسی را ندید پس با صدای بلند
 
گفت :         حمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــید !
 
۵-

رفیق غضنفر ازش میپرسه: غضنفر، پنجشنبه-جمعه کجا بودی؟ 

غضنفر میگه: والله امام رضا طلبید، با بر و بچه‌ها رفتیم شمال!!!


 
 
۶

 یه بار یه ترکه تویه یک عملیات تروریستی با کایت خودشو میزنه به کاخ سفید آمار که

میگیرن میبینن 100 نفر کشته شدن 99 نفر از خنده 1 نفر هم خود ترکه

 

۷- علت سفید شدن موهای بهروز چی بود؟اون موضوع خواهرشو زودتر از همه

فهمیده بود...اصلا به خاطر  همین برگشت..ولی چون 4-3 قسمت دیگه مونده بود فیلم

نرگس تموم شه/مجبور بود گندشو در نیاره

 

 ۸-لره می گوزه بچه هاش شروع می کنن به خندیدن ..... دستشو بالا می کنه می گه : خدایا

این شادی رو هیچ وقت از بچه های من نگیـر....

 

۹-ماه رمضون بوده به ترکه میگن میخوای سحری صدات بزنیم میگه نه همون غلامحسین خوبه...!

۱۰-انوشه انصاری به زمین بازگشت ؛ در همین راستا سازمان ناسا اعلام کرد : از اون بالا کفتر میایه ؛ یک دانه دختر میایه 

حالشو ببرین


جمعه 11 فروردین ماه سال 1385
۲۱ تا جوک...

قابل توجه پسران مجرد ==>آنفلانزای مرغی اومده .. تا اطلاع ثانوی قاطی مرغا نشید 

۲- شلوار کرده میفته تو رودخونه آب میبره . کرده میگه : حیفه اون همه گوز که من تو اون شلوار ول

 دادم .

۳- ترکه داشته تو اتوبان کرج با سرعت میرفته , یه دفعه رادیو پیام میگه : "رانندگان عزیز که در لاین

تهران به کرج در تردد هستند مواظب باشن یه اتوموبیل در لاین مخالف در حرکت است" ترکه

همینجور که داشته فرمونو اینور اونور میکرده میگه : لامصبا یکی دوتام نیستن

۴-ترکه دلش میگیره محلول لوله بازکن میخوره 

۵-به غضنفرمیگن 14 معصوم رو میشناسی؟ میگه آره. میگن یکی یکی نام ببر. میگه والا اسمن

که نه. 

۶- اگه گفتی چطوری میشه یه ترک رو روز جمعه خندوند؟روز دوشنبه بهش یه جک بگو 

 -۷ترکه میره حموم بعد بدون اینکه موهاشو خیس کنه شامپو رو می زنه به موهاش ... ازش می پرسن چرا اینجوری می کنی؟ می گه خوب چی کار کنم روش نوشته برای موهای خشک !!!

روزی از یک چوپان می پرسند : این همه چوپانی کردی رو اخلاقت تاثیر نگذاشته می گه:نع...نع...نع

کشتی در حال غرق شدن بود . ناخدا فرمان خروج از کشتی را صادر کرد . مردها برای خروج هجوم آورده بودند. ناخدا مانع خروج مردها شد و گفت: خجالت بکشید حق تقدم با زنان است . زنان بسیار خوشحال شدند و ضمن تشکر از ناخدا به خاطر رعایت حق خانم ها یکی یکی از کشتی خارج شدند... پنج دقیقه بعد ناخدا گفت : آقایان بفرمائید پیاده شوید کوسه ها به اندازه کافی سیر شدند

-۱۰
روزی دهقانی پسرش مریض شد و هر روز مریضی او شدید تر می شد مرد دستانش را به سوی خدا بلند کرد و گفت خدایا من همین یک پسر را دارم اگر می شود الاغم را به جای پسرم از سر راه بردار و بگذار پسرم زنده بماند . صبح فردا پسر دهقان مرد و دهقان سر را به طرف آسمان بلند کرد و گفت 60 سال است خدایی می کنی هنوز فرق الاغ و پسر مرا نمی دانی

- ۱۱
سه تا دیوانه هم اتاقی بودن - یک روز خبر آوردن که دوتاشون بالا پایین می پرن و میگن که ما سیب زمینی هستیم و داریم تو روغن سرخ میشیم و سومی ساکت نشسته ! رییس بیمارستان هم طبق معمول رفت که این دیوونه رو مرخص کنه. پرسید تو چرا با دوستات نیستی ؟ اون هم گفت : آخه من کف ماهیتابه چسبیدم

- ۱۲
در خیابان مردی درشت اندام و قوی هیکل محکم بر پس گردن مردی ضعیف و لاغری زد مرد ضعیف برگشت و گفت : آقا شوخی کردی یا جدی زدی؟ مرد قوی هیکل:جدی جدی بود. مرد ضعیف : شانس آوردی چون من اصلاً از شوخی خوشم نمی آید

-۱۳
به اکبر عبدی میگن دوست داری خشایار بمیره ارثش به تو برسه ، اکبره میگه نه ، دوست دارم بکشنش تا دیه هم بگیرم

-  ۱۴
بهروز خالی بند تصادف میکنه، ملت علاف میریزن دورش و شروع میکنن نظر کارشناسی دادن. بالاخره بعد یک مدت افسر راهنمایی میاد، منتها اونقدر ملت هرکدوم واسه خودشون چرت و پرت میگفتن که صدای افسره به جایی نمیرسیده. بهروز خالی بند شاکی میشه، داد میزنه: ساکت.. ساکت... دیگه اینجا کسی جز جناب سروان حق گه خوردن نداره .

-۱۵
به ترکه میگن اگر دنیا رو بهت بدن چیکار میکنی ؟ میگه من فعلا میخوام درسم رو ادامه بدم .

-۱۶
به لره میگن اگه سردت بشه چی کار می کنی؟ میگه میرم کنار بخاری.میگن اگه خیلی سردت بشه چی ؟ میگه می چسبم به بخاری! میگن اگه خیلی خیلی سردت شه چی؟ میگه :بخاری و روشن می کنم.

-۱۷
از یه خروسه می پرسن چرا زن نمی گیری؟ می گه : چی کار کنم وسعم نمی رسه به جاش "گالینابلانکا" می خرم

-۱۸
یه روز ترکه عینک دودی میزنه میره تو خیابون .یه دفعه پسرشو تو خیابون میبینه محکم میزنه در گوشش پسرش میگه چرا میزنی ؟ پدرش میگه : تو خجالت نمیکشی این موقع شب تو بیرونی ؟ پسرش میگه : خوب بابا عینکو در بیار . دوباره میزنه به گوشه پسرش . پسرش میگه : واسه چی میزنی ؟ پدرش میگه : تو خجالت نمیکشی از دیشب تا حالا تو خیابونی !؟!؟!؟!؟؟؟

- ۱۹
ترکه با زنو بچش میره خونه میبینه بویه گاز میاد داد میزنه میگه : کسی چراغو روشن نکنه خودم کبریت دارم

- ۲۰
یه شب یه ترکه موقع خواب چند تا میخ میندازه تو آب . رفیقش میگه چرا اینکارو میکنی ؟ میگه : میخا صبح زنج میزنه . منی از خواب بیدار میشم.

- ۲۱
غضنفر عقب عقب راه می ره، ازش می پرسن؟ چرا این طوری راه می ری؟ می گه: آخه بچه ها می گن: از پشت شبیه آرنولدی !!!


جمعه 19 اسفند ماه سال 1384
۲۱ جوک

-

قابل توجه پسران مجرد ==>آنفلانزای مرغی اومده .. تا اطلاع ثانوی قاطی مرغا نشید 

 

 

۲- شلوار کرده میفته تو رودخونه آب میبره . کرده میگه : حیفه اون همه گوز که من تو اون شلوار ول

 دادم .

 

۳- ترکه داشته تو اتوبان کرج با سرعت میرفته , یه دفعه رادیو پیام میگه : "رانندگان عزیز که در لاین

تهران به کرج در تردد هستند مواظب باشن یه اتوموبیل در لاین مخالف در حرکت است" ترکه

همینجور که داشته فرمونو اینور اونور میکرده میگه : لامصبا یکی دوتام نیستن

 

۴-ترکه دلش میگیره محلول لوله بازکن میخوره 

 

۵-به غضنفرمیگن 14 معصوم رو میشناسی؟ میگه آره. میگن یکی یکی نام ببر. میگه والا اسمن

که نه. 

 

۶- اگه گفتی چطوری میشه یه ترک رو روز جمعه خندوند؟روز دوشنبه بهش یه جک بگو 

 

 

 

 ترکه میره حموم بعد بدون اینکه موهاشو خیس کنه شامپو رو می زنه به موهاش ... ازش می پرسن چرا اینجوری می کنی؟ می گه خوب چی کار کنم روش نوشته برای موهای خشک !!!

-
روزی از یک چوپان می پرسند : این همه چوپانی کردی رو اخلاقت تاثیر نگذاشته می گه:نع...نع...نع

-
کشتی در حال غرق شدن بود . ناخدا فرمان خروج از کشتی را صادر کرد . مردها برای خروج هجوم آورده بودند. ناخدا مانع خروج مردها شد و گفت: خجالت بکشید حق تقدم با زنان است . زنان بسیار خوشحال شدند و ضمن تشکر از ناخدا به خاطر رعایت حق خانم ها یکی یکی از کشتی خارج شدند... پنج دقیقه بعد ناخدا گفت : آقایان بفرمائید پیاده شوید کوسه ها به اندازه کافی سیر شدند

-
روزی دهقانی پسرش مریض شد و هر روز مریضی او شدید تر می شد مرد دستانش را به سوی خدا بلند کرد و گفت خدایا من همین یک پسر را دارم اگر می شود الاغم را به جای پسرم از سر راه بردار و بگذار پسرم زنده بماند . صبح فردا پسر دهقان مرد و دهقان سر را به طرف آسمان بلند کرد و گفت 60 سال است خدایی می کنی هنوز فرق الاغ و پسر مرا نمی دانی

سه تا دیوانه هم اتاقی بودن - یک روز خبر آوردن که دوتاشون بالا پایین می پرن و میگن که ما سیب زمینی هستیم و داریم تو روغن سرخ میشیم و سومی ساکت نشسته ! رییس بیمارستان هم طبق معمول رفت که این دیوونه رو مرخص کنه. پرسید تو چرا با دوستات نیستی ؟ اون هم گفت : آخه من کف ماهیتابه چسبیدم

در خیابان مردی درشت اندام و قوی هیکل محکم بر پس گردن مردی ضعیف و لاغری زد مرد ضعیف برگشت و گفت : آقا شوخی کردی یا جدی زدی؟ مرد قوی هیکل:جدی جدی بود. مرد ضعیف : شانس آوردی چون من اصلاً از شوخی خوشم نمی آید

-
به اکبر عبدی میگن دوست داری خشایار بمیره ارثش به تو برسه ، اکبره میگه نه ، دوست دارم بکشنش تا دیه هم بگیرم

-  
بهروز خالی بند تصادف میکنه، ملت علاف میریزن دورش و شروع میکنن نظر کارشناسی دادن. بالاخره بعد یک مدت افسر راهنمایی میاد، منتها اونقدر ملت هرکدوم واسه خودشون چرت و پرت میگفتن که صدای افسره به جایی نمیرسیده. بهروز خالی بند شاکی میشه، داد میزنه: ساکت.. ساکت... دیگه اینجا کسی جز جناب سروان حق گه خوردن نداره .

-
به ترکه میگن اگر دنیا رو بهت بدن چیکار میکنی ؟ میگه من فعلا میخوام درسم رو ادامه بدم .

-
به لره میگن اگه سردت بشه چی کار می کنی؟ میگه میرم کنار بخاری.میگن اگه خیلی سردت بشه چی ؟ میگه می چسبم به بخاری! میگن اگه خیلی خیلی سردت شه چی؟ میگه :بخاری و روشن می کنم.

-
از یه خروسه می پرسن چرا زن نمی گیری؟ می گه : چی کار کنم وسعم نمی رسه به جاش "گالینابلانکا" می خرم

-
یه روز ترکه عینک دودی میزنه میره تو خیابون .یه دفعه پسرشو تو خیابون میبینه محکم میزنه در گوشش پسرش میگه چرا میزنی ؟ پدرش میگه : تو خجالت نمیکشی این موقع شب تو بیرونی ؟ پسرش میگه : خوب بابا عینکو در بیار . دوباره میزنه به گوشه پسرش . پسرش میگه : واسه چی میزنی ؟ پدرش میگه : تو خجالت نمیکشی از دیشب تا حالا تو خیابونی !؟!؟!؟!؟؟؟

ترکه با زنو بچش میره خونه میبینه بویه گاز میاد داد میزنه میگه : کسی چراغو روشن نکنه خودم کبریت دارم

یه شب یه ترکه موقع خواب چند تا میخ میندازه تو آب . رفیقش میگه چرا اینکارو میکنی ؟ میگه : میخا صبح زنج میزنه . منی از خواب بیدار میشم.

غضنفر عقب عقب راه می ره، ازش می پرسن؟ چرا این طوری راه می ری؟ می گه: آخه بچه ها می گن: از پشت شبیه آرنولدی !!!


چهارشنبه 5 بهمن ماه سال 1384
۵۰ تا جوک
- ترکه می‌خواسته گردو بشکنه، گردو رو میگذاره زیر پاش، با آجر میزنه تو سرش!
- ترکه میره آمریکا پیش رفیقش. از قضا همون موقع کنسرت ابی بوده، رفیقش میگه پاشو بریم یک حالی بکنیم. جلو در سالن، یک بابایی واستاده‌ بوده سی‌دی‌ می‌فروخته، ‌هی داد می‌‌زده: ‌سی‌دی ابی، سی‌دی‌ ابی. ترکه یک نگاهی به یارو می‌کنه، به رفیقش میگه: ببین توروخدا مردم چه خنگن! این یارو این همه سال تو آمریکا بوده،‌ هنوز اِی بی سی دی رو یاد نگرفته!
- ترکه میره بقالی،‌ می‌بینه رو دیوار بزرگ نوشتن: علی با ماست! حسن با ماست! حسین با ماست! میگه: ببخشید اقا، شما ماست خالی ندارید؟!
- دو تا برادره آخره شر بودن و پدر محل رو درآورده بودن، دیگه هروقت هرجا یک خراب کاریی میشده، ملت میدونستن زیر سر این دوتاست. خلاصه آخر بابا ننشون شاکی میشن، میرن پیش کشیشِ محل، میگن:‌ تورو خدا یکم این بچه‌های مارو نصیحت کنید،‌ پدر مارو درآوردن. کشیشه میگه: ‌باشه، ولی من زورم به جفتِ اینا نمیده، باید یکی یکی بیاریدشون. خلاصه اول داداش کوچیکه رو میارن، کشیشه ازش میپرسه: پسرم، ‌می‌دونی خدا کجاست؟ پسره جوابشو نمی‌ده، همین جور در و دیوار ر و نگاه می‌کنه. باز یارو می‌پرسه: پسرجان، می‌دونی خدا کجاست؟ دوباره پسره به روش نمیاره. خلاصه دو سه بار کشیشه همینو می‌پرسه و پسره هم بروش نمیاره، آخر کشیشه شاکی میشه، داد میزنه: بهت گفتم خدا کجاست؟! پسره می‌زنه زیر گریه و در میره تو اتاقش، در رو هم پشتش می‌بنده. داداش بزرگه ازش می‌پرسه: چی شده؟ پسره میگه: بدبخت شدیم! خدا گم شده، همه فکر می‌کنن ما برش داشتیم!
- ترکه هر روز زنگ یک کلیسا رو می‌زده و در می‌رفته. آخر پدر روحانی شاکی میشه،‌ یک روز پشت در کمین می‌کنه، تا ترکه زنگ می‌زنه، ‌خرشو می‌گیره و می‌پرسه چیکار داری؟ ترکه حول میشه،‌ با تتپته میگه: ببخشید، ‌عیسی هست؟!
- ترکه میره ساندویچی، میگه: ببخشید بندری دارید؟ یارو میگه: بعله. ترکه میگه: پس قربون دستت، ‌بگذار یک حالی بکنیم!
- وسط اردبیل یه چاهی بوده، ‌هی ملت می‌افتادن توش،‌زخم و زیلی می‌شدن. میان تو شهرداری یک جلسه برگذار می‌کنن که واسه این مشکل یک راه حلی پیدا کنن. یکی از مهندسا پا میشه میگه: یافتم! ما یک آمبولانس می‌گذاریم بغل این چاه، ‌هرکی افتاد توش رو سریع ببره بیمارستان. ملت همه هورا می‌کشن..آفرین! ایول! دمت گرم!‌ یک مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق که همتون نفهمید!‌ آخه اینم شد راه حل؟! ملت میگن، خوب تو میگی چی‌کار کنیم؟ یارو میگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بیمارستان، که بدبخت جون داده. ما باید یک بیمارستان کنار این چاه بسازیم، که همه بهش سریع دسترسی داشته باشن! ملت دیگه خیلی حال می‌کنن، کف می‌زنن سوت می‌کشن، که ایول بابا تو چه مخی داری!‌ یهو یه مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق هرچی بهمون میگن خر، حقمونه! آخه این شد راه حل؟! این همه خرج کنیم یک بیمارستان بسازیم کنار چاه که چی بشه؟ مردم تعجب می‌کنن،‌میگن: خوب تو میگی چیکار کنیم؟ یارو میگه: بابا این که واضحه، ما این چاهو پر می‌کنیم، میریم نزدیک یک بیمارستان یک چاه می‌زنیم!
- ترکه میره حموم، آب جوش بوده با نعلبکی دوش میگیره!
- ترکه مهم میشه زیرش خط میکشن، تو امتحان میاد!
- عربه میره داروخونه میگه:‌ ولک هزار تا میخ داری؟! یارو میگه: ‌نه. دوباره فردا میاد میگه: ولک هزار تا میخ داری؟! باز یارو میگه: نه برادر، ‌اینجا داروخونس، میخ فروشی که نیست! هی چند روز این اتفاق میفته، یارو با خودش میگه:‌ بگذار برم هزار تا میخ بخرم‌،‌ یه سود حسابی بکنم. فرداش دوباره عربه میاد میگه:‌ ولک هزار تا میخ داری؟! یارو میگه:‌ آره، 3 تا کارتون میخ می‌گذاره جلو عربه... عربه یک نگاه می‌کنه میگه::‌اََاَ....ه! ولک توچقدر میخ داری!
- ترکه وزیر مخابرات میشه بعد از یه هفته مخابرات ورشکسته میشه! از طرف دولت هیئتِ تحقیق تشکیل‌میدن، می‌بینن برای رفاه حال جامعه ورداشته همه گوشی‌های ‌تلفنای همگانی رو بیسیم کرده!
- ترکه ساندویچ‌فروشی داشته، ‌یک روز یک بابایی میاد میگه: ‌قربون یک ککتل بده، ‌فقط بی‌زحمت توش گوجه نگذار. ترکه میگه: آقا امروز اصلا گوجه نداریم، میخوای خیارشور نگذارم؟!
- به ترکه میگن چند تا بچه داری؟ میگه 2 تا . می‌پرسن: کدومش بزرگتره؟ میگه: خوب اولیش!‌
- ترکه میره ماه عسل، یادش میره زنش رو ببره!
- ترکه دوتا دزد می‌گیره، زنگ می‌زنه به 220!
- از ترکه میپرسن آرزوت چیه؟ میگه:‌ کاشکی تبریز پایتخت بود! میگن: چرا؟! میگه: آخه اون وقت به مامیگفتن بچه تهرون!
- اردبیل زلزله میاد،‌ ترکه زنگ میزنه مسئولیتش رو بر عهده میگیره!
- ترکه کنار یه چاهی وایساده بوده، هی میگفته:‌ سیزده،..سیزده،..سیزده.. یکی از اونجا رد میشده، می‌پرسه: ببخشید قربان، می‌تونم بپرسم دارید چیکار می‌کنید؟ ترکه یقه یارو رو میگیره، پرتش می‌کنه تو چاه، میگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!
- به ترکه میگن: چند تا حیوون نام ببر که پرواز کنه. میگه:‌ کبوتر، کلاغ، خر! بهش میگن: بابا خر که پرواز نمیکنه! میگه: بابا خره دیگه، یهو دیدی پرواز کرد!
- ترکه از یکی میپرسه قبله کدوم طرفه؟! یارو نشونش میده، ترکه میگه:‌ باید خیلی برم؟!
- آمریکاییه داشته تو رودخونه غرق میشده،‌ هی داد میزده: help me, hellllp! ترکه از اونجا رد میشده میگه:‌ احمق جون اگه جای کلاس زبان کلاس شنا رفته بودی الان غرق نمیشدی!
- تمساحه میره گدایی،‌ میگه:‌به من بدبختِ مارمولک کمک کنید!
- ترکه سربازیش تموم میشه، وقتی کارت پایان خدمتشو بهش میدن، نگاه میکنه میگه: ‌ای بابا، من که ازینا چهارتا دارم!
- ترکه چراغ جادو پیدا میکنه، دست میکشه روش غولش در میاد میگه: ‌دو تا آرزو بکن. ترکه میگه: یه نوشابه خنک میخوام که هیچ وقت تموم نشه. غوله بهش میده، ترکه یکم میخوره میگه: ‌به به! چقدر خنکه! یکی دیگه هم بده!
- ترکه یه بسته هزار تومنی میشمره، 250 تومن کم میاره!
- به ترکه میگن خیلی آقایی. میگه: ما بیشتر!
- به لره میگن: ببخشید شما لرید؟‌ میگه: نه پس انم با این سبیل پهنم؟!
- از ترکه می‌پرسن: بلدی پیانو بزنی؟! میگه: نه. ولی یه داداش دارم... اونم نه!
- یک بابایی یه ماهی تو پاکت دستش بوده، رفیقش میبیندش، ازش می‌پرسه: جریان ‌این ماهیه چیه؟ میگه: ‌دارم برای شام می‌برمش خونه. ماهیه میگه: مرسی من شام خوردم، منو ببر سینما!
- به ترکه میگن چی شد ترک شدی؟! میگه:‌ والله من اولش که ترک نبودم، ‌تو بیمارستان با یه بچه ترک عوض شدم!
- ترکه تو اتوبوس یه دختره خوشگل رو میبینه،‌ پیاده که میشه شماره اتوبوس رو بر میداره!
- ترکه میاد تهران،‌ یه دختر خوشگل میبینه،‌ بهش میگه:‌ خانم این دوست دختر که میگن شمایین؟!
- ترکه یه سکه اززیر خاک پیدا میکنه، روش نوشته بوده تاریخِ ضرب: 200 سال قبل از میلاد!
- قزوینیه میره خونه یک میلیونره، ‌دویست میلیون نقد می‌دزده. بعد زنگ میزنه خونه یارو میگه: بچه رو بیارین پولارو ببرین!
- یک گروه از محققین انسان شناسی داشتن روی تفاوت مغز نژادهای مختلف انسان تحقیق می‌کردند، اول مغز یک آمریکاییه رو باز می‌کنند، می‌بینند ای بابا اینا اینقدر با الکترونیک و کامپیوتر ور رفتن که تو مغزشون پر شده از IC و مدارهای الکترونیکی. خلاصه می‌ترسن دست به یک چیزی بزنند خراب شه، زود مغز یارو رو می‌بندند. بعد مغز یک ژاپنیه رو باز می‌کنند، می‌بینند ای بابا این وضعش از آمریکاییه هم خراب تره و مغزش شده پر از مدارای نوری و چیزای عجیب غریب، خلاصه مغز این رو هم جرات نمی‌کنند دست بزنند. بعد جمجمه یک ترکه رو باز می‌کنند، می‌بینند تو ش فقط یدونه سیم ازین ور جمجه رفته اونور. باخودشون می‌گن: خوب ما اینو قطع می‌کنیم، اگه دییدم خیلی ضایع شد، فوقش دوباره وصلش می‌کنیم! خلاصه سیمه رو قطع می‌کنند، یهو گوشای ترکه میافته!
- ترکه زنگ میزنه 118، میگه: ببخشید شماره تلفن غضنفر رو دارین؟! یارو میگه: نه. ترکه میگه: پس من میخونم یادداشت کنین!
- ترکه مجری مسابقه بیست سوالی میشه، یارو ازش میپرسه، جانداره؟ میگه: نه. میپرسه: تو جیب جا میشه؟ ترکه کلی فکر میکنه، بعد میگه:‌ تو جیب جا میشه اما اگه تو جیبت بریزی، جیبت ماستی میشه!
- ترکه میره حرم امام رضا، میگه:‌ امام رضا قربونت برم، تو که ضامن آهو شدی، ضامن من یابو هم بشو!
- ترکه پسرش رو میفرسته ژیمناستیک، بعد از یه مدتی میبینه پسرش روز به روز جای اینکه پیشرفت کنه هی داره پسرفت می‌کنه. یک روز میره سر جلسه تمرینشون ببینه چه خبره، میبینه از بچش به عنوان خرک استفاده می‌کنند!
- ترکه میخواسته به فلسطینیا کمک کنه، براشون سنگ پست میکنه!
- ترکه مرده شور بوده، بعد از یه مدتی میگیرنش دهنش رو سرویس میکنن. رفیقاش میپرسن بابا مگه این بیچاره چی کار کرده بود؟ میگن: این پدرسوخته سوالای شب اول قبر رو تکثیر کرده بود بین مرده‌ها تقسیم می‌کرد!
- چندنفر داشتن میرفتن کوه، سرپرستشون (که از قضا لکنت زبون هم داشته) از وسط راه شروع می‌کنه میگه: چ چ چ.... ملت اول یکم نگاش می‌کنن ببینن چی‌میخواد بگه،‌ بعد می‌بینن نمی‌تونه حرفش رو بزنه، بی‌خیال میشن و راه میافتن، این بابا هم همه مسیر همینجور هی ‌میگفته چ..چ..چ.. وقتی میرسن بالا میخواستن چادر بزنن سرپرسته بالاخره میگه: ‌چ..چ..چا..چا..چا..چادر یادم رفت! ملت میگن ای بابا رودتر می‌گفتی، حالا باید برگردیم پایین! تو راه برگشت سر پرسته هی میگفته: ش ش ش.. ولی ملت دیگه شاکی بودن و کسی توجه نمی‌کرده، وقتی می‌رسن پایین یارو بالاخره میگه: ش..ش..ش..شو..شو..شوخی کردم!
- از ترکه میپرسن شما همتون اینقدر ساده این؟ میگه: نه بابا، راه‌راهمون تو آفریقاست!
- ترکه سوار اتوبوس میشه، میره یک گوشه وامیسته. راننده بهش میگه: آقا این همه صندلی خالی، چرا نمیشینی؟ ترکه میگه: حالا صبر کن، دو دقیقه دیگه همین یک ذره جا هم پیدا نمیشه!
- از ترکه میپرسن شما تهرانی هستین؟ میگه: نه چشماتون قشنگ میبینه!
- ترکه تو مانور شرکت میکنه، اسیر میشه!
- ترکه میره مغازه میگه: آقا یه بیسکویت خوب بدین. بقاله میگه: ساقه طلایی خوبه؟ ترکه میگه نه. میگه: ویفر خوبه؟ میگه نه . میگه گرجی خوبه؟ میگه نه. میگه: مادر خوبه؟ ترکه میگه: قربان شما، دست بوسن!
- ترکه بچش نمیخوابیده، بهش ژل میزنه!
- تریاکیه پیغام‌گیر میخره، پیغامشو میذاره: هَشتم... ولی خَشتَم


سه شنبه 4 بهمن ماه سال 1384
جوک

۱-  آمریکاییه داشته تو رودخونه غرق میشده، هی داد میزده: help me, hellllp ! ترکه از اونجا رد میشده میگه: احمق جون اگه جای کلاس زبان کلاس شنا رفته بودی الان غرق نمیشدی

 

۲- آفتاب‌پرسته ‌میره تو جعبه مداد رنگی ، هنگ می‌کنه

۳-

ترکه می‌ره در بانک پاهاشو باز می‌کنه ، می‌شینه!

بهش می‌گن : چرا پاهاتو باز کردی ، نشستی‌؟

میگه : آخه می‌‌گن به باز‌نشسته‌ها حقوق می‌دن

۴-

به اندی می‌گن از چه بستنی خوشت میاد‌؟

می‌گه : عروسکی ، عروسکی 

۵- ترکه جوراب می‌خره ، براش بزرگ بوده توش پنبه می‌زاره

۶- پیره‌زنه قرص X می‌خوره می‌ره تو خیابون می‌گه : من ترانه ، ۱۵ سال دارم

۷- به ترکه می‌گن علی‌یارت ، می‌گه : ما قبلا‌ٌ یار‌کشی کردیم

۸- 

ترکه بچش نمیخوابیده، بهش ژل میزنه!!!! 

۹- 

از ترکه میپرسن: چند تا بچه داری؟ 4 تا از انگشتاشو نشون میده، میگه: 3 تا!! ملت کف میکنن، میگن: بابا اینا که 4تاست؟ ترکه انگشت کوچیکشو نشون میده، میگه: این بچة همسایمونه، ولی همیشه خونة ماست!!!

۱۰- یارو ترکه تو جبهه پشت ضد هوایی بوده میزنه یه هواپیما رو میندازه. خلبانه با چتر نجات میپره بیرون، ترکه میگه: بچه ها در رین صاحابش اومد 

۱۱-  

ترکه از طبقه صدم یه ساختمون میپره پایین، به طبقه پنجاهم که میرسه میگه: خب الحمدالله تا اینجاش که بخیر گذشت 

۱۲-  

ترکه چراغ جادو پیدا میکنه، دست میکشه روش غولش در میاد میگه: دو تا آرزو بکن. ترکه میگه: یه نوشابه خنک میخوام که هیچ وقت تموم نشه. غوله بهش میده، ترکه یکم میخوره میگه: به به! چقدر خنکه! یکی دیگه هم بده!!!


۱۳- 

بابای ترکه میمیره، مجلس ختمش رفیقای ترکه همه میان بهش تسلیت میگن. ترکه خیلی احساساتی میشه، میگه: به خدا خیلی زحمت کشیدین تشریف آوردین، شرمنده کردین... ایشالله ختم پدرتون جبران میکنم!!! 

۱۳-

فردا روز موزه و میراث فرهنگیعتیقه روزت مبارک

 ۱۵-

لره تو اتوبوس می‌گوزه ، ملت می‌خندن

می‌گه : اگه می‌دونستم انقدر خوشحال می‌شین واستون می‌ریدم

۱۶-ترکه می‌ره توالت ، مگسها خیلی اذیتش می‌کنن ! عصبانی می‌شه می‌گه : شلوغ نکنین ، واسه بابام که نمی‌رینم ، واسه شما می‌رینم

۱۷-

مردها ۴ دسته هستن :

  1. زذ : زن ذلیل
  2. زش : زن شهید
  3. زه : زن هلاک
  4. ض زذ : ضر می‌زنن که زن ذلیل نیست 

۱۸- ترکه هفتم باباش شلوغ می‌شه ، چهلمشو بلیطی می‌کنه

۱۹-

ترکه می‌ره گزینش ، می‌گن : ۱۲ امام رو می‌شناسی؟

می‌گه : آره

می‌گن : نام ببر

می‌گه : اونجوری که نه ، اگه ببینم می‌شناسم

۲۰

به ترکه می‌گن شما کی آدم می‌شید

میگه:برو برو  ، من از این قرطی بازی‌ها خوشم نمی‌یاد    

 

دوستان عزیز  چون به محرم نزدیک می شیم و در اون ماه  دیگه جوک نمی ذاریم  این چند روز باقی رو  بیشترشو اختصاص می دیم به جوک هر ۲ روز ۲۰ تا جوک قول نمی دم اما سعی می کنم منتظر

جوکهای شما در بخش نظرات هستیم


پنجشنبه 15 دی ماه سال 1384
جوک ۴

سلام بازم مثل پنجشنبهه ها جوک داریم 

۱-فیلم شام آخر رو تو تبریز نمایش میدادند ، همه ترکا با قابلمه میرن سینما

 

۲- لُره داشته پشت بوم خونش رو آسفالت میکرده،‌ آسفالت زیاد میاره،‌ سرعت گیر میذاره!

۳-یه روز مرده به زنش میگه سه تا حیوون نام ببرکه اولش خ داشته باشه  . زنش میگه: خودت ، خواهرت و خدابیامرز مادرت

 

۴-توجه توجه

بن لادن تحدید کرده تا فردا سه جا رو میزنه.

ریش ، پشم و زیربغل

 

۵-به ترکه میگن محبوب ترین تیم فوتبالت چیه . میگه قربون جدش برم آسید میلان