هر چی که فکر کنی تو این هست




شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
آرشیو
موضوع بندی

مجموعه عظیم فوتوشاپ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 25 تیر ماه سال 1386
من که حالم به هم خورد از این رفتار

ماجرای دلخوری ایرانی ها از نانسی عجرم

اردوان روزبه

شنیدن فایل صوتی


نانسی عجرم، خواننده لبنانی

«من حالم از نانسی بهم می خوره...» راستش این حرف شاخک های حسی من را تحریک کرد. چون از زبان دختری در فامیل در می آمد که می دانستم از کشته مرده های نانسی عجرم، خواننده لبنانی است.

بعد مطلع شدم، داستان نفرت این دختر از اینجا شروع می شود که او برای دیدن عکس های جدید این خواننده
به سایت نانسی عجرم دات کام مراجعه می کند و بعد روی صفحه سایت این جمله می آید:


با آی پی هایی از ایران سایت نانسی عجرم دات کات چنین بالا می آید

«این درخواست از نانسی عجرم است. شما اجازه ورود به سایت رسمی نانسی را ندارید چون از کشور کثیف (ایران) هستید. بنابراین بروید و دوباره تلاش نکنید»
این جمله تحریک آمیز که ظاهرا هر ایرانی را می تواند هیجان زده کند نه تنها موجب خشم این دختر در فامیل ما شده بود، بلکه در بین دیگر جوانان هم توانسته بود خیلی زود موج تازه ای را راه بیاندازد. برای من هم جالب بود که امتحان کنم، اتفاق کاملا درست بود.

اگر شما با آی پی هایی از ایران وارد سایت شوید با این پیام رو به رو خواهید شد که به نظر خیلی دور از عقل هم می آید. نانسی جزو خوانندگانی است که در ایران به هر حال طرفدارانی دارد. او حتی در نوروز 1385 به همراه خواننده ایرانی، «شهرام صولتی» برنامه ای ویژه در دبی برای ایرانی ها اجرا کرد و این کار به نظر منطقی نمی آمد که بخواهد چنین پاسخی به علاقه مندانش در کشوری مثل ایران بدهد. با کنکاشی در موتور های جستجوگر با موجی از طومارها و بد بیراه هایی مواجه شدم که به این خانم حواله شده بود. حتی بعضی از گروه های یاهو در صدد نوشتن یک نامه اعتراض آمیز برای Petition Online بودند.


سایت نانسی عجرم دات کام برای کاربران خارج از ایران

به نظرم بالا آمدن چنین صفحه ای نباید چندان منطقی باشد. من در وب سایت های رسمی برخی خوانندگان به مراتب مشهور تر مانند «کریستی برگ» دیده ام که در مدت زمانی برای بازدیدکنندگان ایرانی، حتی زبان فارسی را هم گذاشته اند.

به هر حال با استفاده از نرم افزار هایی که آی پی را تغییر می دهد وارد سایت شدم. سایتی با طراحی ضعیف
توسط شرکتی که من هرچه جستجو کردم مشخصات بیشتری از آن نیافتم با سبک و سیاقی کاملا ناشیانه که فقط قسمت گالری عکس و بخش نظر خواهی آن فعال بود. در این قسمت هم فقط شما با انواع فحش هایی که حاکی از خشم بازدید کنندگان ایرانی این سایت بود مواجه می شوید.

با این شک دوباره در دنیای مجازی به جستجو پرداختم. جالب بود در همین میان که ایرانی ها دودمان این خواننده لبنانی تبار را به باد می دادند، سایت رسمی این خواننده در آدرس نانسی عجرم آنلاین دات کام در حالتی قابل بازدید بود که هیچ صفحه ای دال بر ایرانی ستیزی بر روی آن مشاهده نمی شد.


سایت نانسی عجرم آن لاین

آیا این کار نانسی است؟

با مروری بر سایت نانسی عجرم آنلاین می بینم که سایت با طراحی متمایز از سایت قبلی است؛ با بخش های تکمیلی فعال. نمی دانم اساسا این خواننده خود می داند که بر سرش چه آمده و چرا محبوبیت اش در بین ایرانیان در مخاطره قرار دارد یا خیر؟

برایش ایمیل زدم و خواستم نظرش را در این مورد بنویسد. تا این لحظه هنوز پاسخی از او دریافت نکرده ام اما حالا از پاسخ خود نانسی مهم تر این است که چنین کاری چه منفعتی را برای طراح این فکر به دنبال خواهد داشت؟



علی موحدیان عطار، مدیر بخش نرم افزار شرکتی در مدیا سیتی دبی برایم موضوع را کمی روشن تر کرد. او معتقد بود که در خیلی موارد می تواند این قبیل کارها ناشی از شرارت های نوجوانی باشد. اما از طرفی هم می تواند به دلیل کسب منافع مادی و یا رفتاری انتقام جویانه نیز به حساب بیاید.

او از لحاظ فنی به تشخیص آی پی کشوری مانند ایران اشاره می کند که توسط برخی اسکریپت ها می توان در لحظه اتصال کاربر از کشور مورد نظر این صفحه را دید.

از طرف دیگر، این حرکت می تواند برای دارنده دامنه نانسی عجرم دات کام منافع مادی سرشاری داشته باشد و این خواننده را وادار کند تا با هزینه بسیار سنگینی آن را بخرد یا با توجه به حجم بالای بیننده ای که خواهد داشت کاربرد های دیگری را برای صاحب آن به ارمغان بیاورد.

اگرچه بر اساس قوانین جهانی و RIPE
در اینترنت این خواننده می تواند تقاضای مسدود شدن چنین سایتی را داشته باشد اما گذراندن این مراحل نیز مستلزم پیگیری و صرف هزینه است و البته باید دید این تأثیر منفی که ما از آن صحبت می کنیم آیا برای نانسی عجرم نیز اهمیت دارد؟


پنجشنبه 7 تیر ماه سال 1386
۱۵ نفر که جهان ما رو دگرگون کردنند....
تیم برنرز-لی
مخترع شبکه جهانی اینترنت
تیم برنرز-لی برای اولین بار شبکه جهانی اینترنت را در سال 1998 طراحی کرد و اولین مرورگروب،‌ ویرایشگر و پایگاه خدمات رسانی اینترنتی را به راه انداخت.این تکنولوژی‌ها که بعدها تا حدود زیادی دستخوش تغییر شدند، توانستند شیوه خلق اطلاعات و استفاده از آنها را متحول سازند و انقلابی اطلاعاتی را در جهان ما رقم زنند.
فرانسیس کریک، جیمز واتسن، رزالیند فرانکلین
کاشف ساختار دی ان ای
فرانسیس کریک انگلیسی و همکار آمریکایی او جیمز واتسن در سال 1935 موفق به یکی از بزرگترین کشف‌های تاریخ علم بشر شدند. آنها توانستند ساختار مولکولی دی ان ای را به درستی رمز گشایی کنند. البته آنها نمی توانستند بدون دانشمند انگلیسی دیگری به نام رزالیند فرانکلین که تصاویر اشعه ایکس او به آنها کمک کرد ساختمان نردبانی شکل و درهم پیچیده دی ان ای را کشف کنند.واتسن بدون آگاهی رزالیند و به صورت اتفاقی توسط اشعه ایکس او توانست این ساختار را مشاهده کند. فرانکلین که برای دریافت تصاویر اشعه ایکس خود را در معرض سطح خطرناکی از اشعه ایکس قرار داد، در سال 1958و در سن 37سالگی بر اثر سرطان در گذشت. همکار او مریس ویلکینز هم که در جایزه نوبل پزشکی سال 1962 با واتسن و کریک شریک بود به همین سرنوشت دچار شد.
میلتون فریدمن
بنیانگذار بازارهای آزاد
حمایت میلتون فریدمن،‌ اقتصاددان از مالیات کم،‌ محدودیت تصدی‌گری دولت و بازارهای آزاد از طرح یک تئوری در دهه 60 آغاز شد و به محوریت سیاست‌های اقتصادی آمریکا در دوران ریاست‌جمهوری ریگان رسید.فریدمن به خاطر طرح این بحث شهرت دارد که رشد ثابت و متعادل در عرضه پول منجر به رشد اقتصادی ثابت خواهد شد و تورم ثمره آن است که پول بیش از حد زیاد، کالاهای بیش از حد کمی را به دست دهد. او برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال 1976 شد.
میخاییل گورباچف
پایان‌بخش کمونیسم
پس از آنکه میخاییل گورباچف در سال 1985، دبیرکل حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی سابق شد، موضوعاتی چون «گلاسنوست» (فضای باز) و «پرسترویکا» (اصلاحات) را مطرح ساخت. این اقدام او آغازی بود برای پایان کمونیسم و جنگ سرد. اما اولین تلاش او در اصلاحات به عنوان دبیرکل با شکست مواجه شد. او تلاش کرده بود مصرف مشروبات را متوقف سازد.
جک کیلبای و رابرت نویس
مخترع ریز تراشه
کیلبای و نویس هر یک به طور جداگانه یک مدار ترکیبی را در سال 1959 اختراع کردند. این اختراع پیش از آن یکی از بزرگ‌ترین موانع بشر در دستیابی به کامپیوترهای سریع‌تر و قوی‌تر بود. ریزتراشه‌ آنها انقلابی را در کوچک‌سازی تکنولوژیکی به وجود آورد. اگرچه گیلبای اختراع خود را زو دتر معرفی کرد و جایزه نوبل را دریافت کرد، اما این تراشه‌های سیلیکونی نویس بود که بیشتر مورد پسند واقع شد. نویس شرکت اینتل را در سال 1968 تاسیس کرد و این شرکت امروز بزرگ‌ترین تولید کننده نیمه‌هادی‌ها در جهان است. در همان سال کیلبای موفق به ساخت اولین ماشین‌حساب شخصی در جهان شد.
پائول لاوتربر و پیتر مانسفیلد
مبدع تصویربرداری صوتی- مغناطیسی یا آم‌آر‌آی
لاوتربر و مانسفیلد موفق به دریافت جایزه نوبل پزشکی در سال 2003 شدند. آنها این جایزه را به خاطر اختراع دستگاه تصویربرداری صوتی – مغناطیسی بردند. این دستگاه که همه آن را با نام آم‌آر‌آی می‌شناسند، به جراحان این امکان را می‌دهد که داخل ارگان‌های نرم بدن را بدون شکافتن آنها یا در معرض اشعه ایکس قرار دادن بیمار مشاهده کنند.
جورج لوکاس
سازنده فیلم جنگ ستارگان
جورج لوکاس فیلمساز شرکت نور و تصویر اینداستریال را در سال 1975 تاسیس کرد تا تخیل خود از جنگ ستارگان را به زندگی واقعی ما وارد سازد. شرکت او موفق شد جلوه‌های تصویری را در صنعت فیلمسازی متحول کند. تکنیک‌های پیشرفته دوربین‌های کنترلی و تصویرسازی رایانه‌ای او انقلابی را در دهه 80 میلادی رقم زد و شاید مهمتر از همه اینکه عزم جورج لوکاس در ایجاد تحولی در فیلمسازی به اقتصاد صنعت فیلمسازی معنایی تازه بخشید.
ملکوم مک لین
مبدع کانتینر کشتی‌ها
این کارآفرین صنعت کشتی‌سازی یک ایده بزرگ داشت: اگر جرثقیل‌های بزرگ می‌توانستند کل بخش یدک کامیون را به یک کشتی منتقل کنند به جای آنکه از روش وقت‌گیر و پرهزینه تخلیه و بارگیری تدریجی کشتی استفاده شود بهره‌وری کار بسیار بیشتر خواهد شد.خلاقیت او توانست کانتینر کشتی‌ها را به سطح استاندارد برساند و اقتصاد جهانی را متحول سازد.
گریگوری پینکس، چانگ و جان راک
تولیدکننده اولین قرص کنترل جمعیت
در سال 1953 پینکس و همکارش مین چوئه چانگ ثابت کردند که هورمون‌ها می‌توانند از آبستن شدن حیوانات جلوگیری کنند.مطالعه مشابه‌ای هم توسط دکتر جان راک در دانشگاه هاروارد در حال انجام بود و او نیز به پینکس پیوست تا آزمایشات لازم را در مورد انسان در سال 1956 انجام دهند. در سال 1960 سازمان غذا و داروی ایالات متحده آمریکا اولین قرص ضدبارداری را که انووید نام داشت تایید کرد.

چهارشنبه 11 بهمن ماه سال 1385
ماکیاولیسم خبری و نگاهی به چند Hoax اینترنتی در ایران
Hoax یا Hoaxes به اخبار و مطالب و عکس‌‌های فریبنده می‌گویند که بیشتر جهت شوخی یا تحریف واقعیتی ایجاد شده و منتشر شده باشند. هَوکس را می‌توان «دست انداختن» نیز معنی کرد که از Hocus Pocus یا تردستی گرفته شده است.
موضوع هر هوکس نیز بستگی به هدف سازنده‌ی آن دارد. شوخی‌های معروفی نظیر پایان دنیا یا نمایش مشهور رادیویی اورسون ولز بر اساس کتاب جنگ دنیاهای اچ.جی.ولز که اورسون ولز در نقش خبرنگاری با جدیت صحنه‌ی حمله‌ی مریخی‌ها را تعریف کرده و چند شهر آمریکا را در هراس فرو برد از نمونه هوکس‌های رادیویی در قرن گذشته هستند. دروغ‌های آوریل و دروغ‌های نوروزی را نیز با این که لو رفته‌اند اگر ماهرانه و باورپذیر طراحی شوند شاید بتوان در زمره‌ی هوکس‌ها قرار داد مانند شوخی نوروزی روزنامه شرق در مورد کج شدن برج میلاد.
معمولاً لینک یک خبر یا تصویری خاص به نسبت اهمیت خبری آن یا منافع برای توزیع‌کننده آن، از درجات خاصی از توجه برخوردار است. بسیاری از افراد نیز اخبار و برنامه‌های تلویزیونی را بیش از هر رسانه‌ی دیگر باور می‌کنند و بعضی افراد نیز اینترنت را با همان قیاس روانی و ذهنی نوعی «تلویزیون» می‌پندارند و در نتیجه باور اخبار و عکس‌های هوکس که معمولاً به صورت حرفه‌ای تهیه می‌شود برای آنان ساده‌تر می‌شود.

در این زمینه صدها مورد ریز و درشت را می‌توان مثال زد که به دلیل رویکردهای رنگارنگ سیاسی در اکثر رسانه‌های ایرانی، پیش از این که جنبه‌ی هوکسی و تفریحی داشته باشند سرچشمه گرفته از شایعه و یا منافع خاص سیاسی هستند. شاید به آنها بتوان نام «ترفندهای هدفمند» نام نهاد.
در رسانه‌های دیگر این به ندرت اتفاق می‌افتد نظیر شوخی فردی که خبر دستگیری کیانوش استقرارزاده در روستای برره توسط ماموران جمهوری اسلامی را تلفنی به مجریان برخی شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی گفته بود و مدتی موجب مزاح شده بود یا خبر غیرواقعی حل معماهای اینشتاین توسط دختری ایرانی که ابتدا توسط تلویزیون ایران و بعد در رسانه‌های دیگر منعکس شد و مثال‌هایی از این قبیل. اما در اینترنت این موضوع به دلیل تراکم اطلاعات و نیز مسائل خاص فنی و تکنیکی نظیر استفاده از جلوه‌های فتوشاپ و نرم‌افزارهای گرافیکی بیشتر اتفاق می‌افتد و شاید به دلیل توسعه‌نیافتگی اینترنت در ایران مقداری برای عامه باورپذیرتر باشد.
اهمیت شناخت عکس‌ها و پیام‌های فریب‌‌آمیز این است که مدیران رسانه‌ها و سایت‌های خبری به علت آسیب‌پذیری در این مورد و گسترش سریع شایعات اینترنتی به دلیل ذات تکنولوژیکی آن، پیش از هر چیز از صحت و سقم رویدادها و عکس‌ها کاملاً اطمینان حاصل کنند  اعتبار و اصالت اخبار خود را با دقت بیشتری کنترل کرده و بر خروجی مطالب خود نظارت دقیق‌تری داشته باشند. به همین لحاظ و بر اساس تجارب به دست آمده شاید لازم باشد یک مدیر یا مسؤول خبر یک سایت خبری علاوه بر قواعد خبرنویسی و نگارش و معلومات عمومی بالا در زمینه‌های متعدد و سایر رشته‌های مرتبط با رسانه، با نرم‌افزارهای گرافیکی نظیر فتوشاپ و افکت‌ها و فیلترها و با انواع فونت‌ها و سیاق‌های آن و دیگر مسائل فنی وب و کامپیوتر به خوبی آشنا باشد.
این تنها نمونه‌هایی از هوکس‌هاست که در مدت‌های اخیر در سایت‌های مختلف منعکس شده است و منشاء آنها اینترنت است و نه رسانه‌های دیگر. لینک تمام اخبار و منابع در این زمینه موجود است که هر کدام از چه منبعی آمده و یا کدام سایت خبری آن را درج کرده که بسیاری از کاربران ثابت اینترنتی می‌دانند. شاید برای وبلاگ‌ها و سایت‌های شخصی این خطاها اهمیتی نداشته باشد اما برای رسانه‌های خبری و سایت‌ خبرگزاری‌ها نوعی آسیب و تهدید به شمار می‌آید:



صیغه شیرین‌ترین لذت!
در تاریخ 29 فروردین امسال عده‌ای از زنان محجبه در اعتراض به بدحجابی در مقابل مجلس تجمع کردند. خبرگزاری مهر عکس‌هایی از این تجمع و حواشی آن تهیه کرد. متن تصویر پلاکارد یکی از این عکس‌ها دستکاری شده و به این جمله تغییر یافت: «صیغه شیرین‌ترین لذتی است که نصیب زن مسلمان می‌شود»! و به فاصله کمتر از چند روز در صدها سایت و وبلاگ منتشر شد. بسیاری آن را در سایت و وبلاگ خود به کار برده و تفسیرهای متعدد مذهبی و سیاسی نیز از آن ارائه دادند. تا جایی که حتی سعید ابوطالب نماینده تهران نیز جوگیر شده و در مجلس در مورد آن عکس جنجال به پا کرد! هنوز در برخی کلیپ‌های شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان این تصویر تحریف‌شده را به عنوان عکسی مستند از رویدادهای ایران به کار می‌برند.
کاربرانی که با یک نرم‌افزار خوشنویسی نظیر چلیپا یا کلک کار کرده باشند یا حداقل قواعد خوشنویسی را بدانند در اولین نگاه و به سادگی متوجه جعل ناشیانه‌ی نوشته می‌شوند. مخصوصاً چلیپا و نامه‌نگار و بسیاری نرم‌افزارهای خوشنویسی دیگر که فاصله‌گذاری نامناسب نقطه‌های آن به خوبی مشهود است.




پاسارگاد زیر آب رفت:
با انعکاس خبر عملیات ساخت سد سیوند در منطقه تنگه‌بلاغی و نزدیک بناهای تاریخی استان فارس و نزدیک شدن زمان آبگیری آن، موضع‌گیری‌های بسیاری از سوی معترضین در سایت‌ها و شبکه‌های مختلف ماهواره‌ای انجام پذیرفت و تومارهای بسیاری نیز در اعتراض به این عمل نوشته شد. در روزهای اخیر رندی تصاویر دستکاری شده‌ی فوق را با ذکر این خبر که پاسارگاد و مقبره کوروش زیر آب رفته است در اینترنت منتشر نمود که ادامه‌ی ماجرا را می‌توان حدس زد! در این خبر که توسط گروهی اینترنتی با عنوان ایران عشق تکثیر شده آمده است:
«اکنون خبری داریم که دل هر ایرانی عاشق و وطن دوستی را خشمگین و برافروخته می‌سازد! چندی پیش سد سیوند در حال آبگیری بود که با این کار پاسارگاد، آرامگاه کوروش کبیر، این بزرگ‌مرد آریایی به زیر آب می‌رود. و اکنون این اتفاق افتاده است. سد آبگیری شده و آرامگاه کوروش کبیر و بخش بزرگی از پاسارگاد در حال فرو رفتن به زیر آب است». منبع اصلی عکس‌ها
توضیح این که سد سیوند تا این لحظه هنوز به مرحله‌ی آبگیری نرسیده است! هر دو یعنی هم متن و هم عکس‌ها در این خبر فریب‌آمیز هستند.



مسخ دختر هلندی:
قضیه‌ی مسخ دختر هلندی به دلیل اهانت به قرآن‌خوانی مادرش، از مشهورترین هوکس‌های مذهبی در اینترنت ایرانی است که در سال گذشته اتفاق افتاد. تصویر واقعی مربوط به مجسمه‌ای ساخته پاتریشیا پیچی‌نینی و از جنس سیلیکون و کائوچو و طرحی ژنتیکی در مورد تکامل حیوانات است که در نمایشگاه آثار وی به نمایش درآمده و از آن عکس گرفته شده است. یک سایت سرگرمی ترکی آن را نقل کرده و خبرگزاری آفتاب که بعداً صحت این خبر را رد کرد، آن را با تیتر «مسخ به خاطر توهین به قرآن» منعکس و به زودی در صدها سایت و نشریات مختلف تکثیر شده و حتی به تعداد زیاد از آن فتوکپی و تصویر تهیه و در محافل و شهرهای مذهبی توزیع شد.
خود عکس اصیل بوده و هیچ گونه دستکاری در آن رخ نداده است. این خبر ضمیمه‌ی آن است که موجب ایجاد این ذهنیت و باور شده است.



کج شدن برج میلاد:
اگر چه این قضیه‌ی برج میلاد در آستانه نوروز 74 منشاء مطبوعاتی دارد اما در اینترنت نیز به دلیل انعکاس آن در سایت روزنامه شرق در همان ساعت‌های اولیه به ویژه از سوی برخی سایت‌ها و وبلاگ‌های خارج از کشور که از قضیه‌ی شوخی نوروزی شرق اطلاع نداشتند و به محتوای طنزآمیز آن دقت نکرده بودند با واکنش‌های بعضاً تند سیاسی علیه بی‌کفایتی مسؤولین نظام ایران مواجه شد! چون چند روزی نیز به نوروز مانده بود، این شبهه برای افراد بیشتر به وجود می‌آمد که خبر واقعی است. اتکای مطلق به اینترنت و در واقع روزنه‌ی شیشه‌ای مانیتور به عنوان تنها منبع خبرگیری نیز از آسیب‌های جدی یک رسانه به شمار می‌رود.



اعدام انقلابی!:
مدتی پیش تصویر این نامه در برخی از سایت‌ها و وبلاگ‌ها منتشر شد و طبق معمول! برخی آن را باور کرده و در وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌های خود به آن اشاره کردند. در این نامه، متنی آمده مبنی بر ماموریت دادن فلاحیان وزیر اسبق اطلاعات به محمود احمدی‌نژاد برای اعدام انقلابی جمعی از زندانیان. جعلی بودن نثر آن که از اساس مشخص است. بعد هم نامه‌های اداری در آن تاریخ معمولاً با ماشین‌تحریر تایپ می‌شد اما این نامه فونتش «زر سیاه» است و مربوط به تایپ کامپیوتری است. یعنی در آن تاریخ نرم‌افزارهای فارسی موسوم به نشر رومیزی نظیر زرنگار با این گستردگی وجود نداشت و بعد از آن سال بود که نشر رومیزی کامپیوتری و فارسی توسعه یافت. گذشته از آن اصلاً چه کسی در ایران می‌داند «فرماندهی محترم جنگ‌های نامنظم»! چه صیغه‌ای است و چه سمتی است!؟ اصلاً آن 702 نفر قبلی (و آن 4۶۰ یا 260 نفر!؟) چه کسانی بوده‌اند که این حجم وسیع اعدام در آن سال هیچ سابقه‌ای و سر و صدایی نداشته است!؟ این یکی از ناشیانه‌ترین هوکس‌های بررسی شده بود.




نامه‌‌های عمر و یزدگرد:
نامه‌های موسوم به نامه‌های عمر و یزدگرد سوم که در مدت‌‌های اخیر بارها در سایت‌های مختلف و با ورژن‌های نوشتاری مختلف نیز بارها دست به دست و ای‌میل به ای‌میل! گشته از آن نوع هوکس‌های مشهور مدت‌های اخیر به شمار می‌رود. غیر از جعلی بودن متن نامه‌ها که اینجا به آن اشاره شده، به طور کلی وجود چنین نامه‌های در موزه‌ی لندن هرگز تایید نشده است.



تصویر برخورد موشک حزب‌الله به ناو اسرائیلی:
در پی وقوع جنگ اخیر اسرائیل و لبنان سایت‌های مختلف خبری مشتاق درج هر نوع اخبار تازه از درگیری‌ها بودند. در این التهاب رسانه‌ای، سایت «انجمن دفاع از مقاومت اسلامی لبنان و فلسطین» که سایت فارسی و رسمی حزب‌الله لبنان به شمار می‌رود عکسی را با عنوان صحنه برخورد موشک‌های حزب‌الله به ناوچه اسرائیلی منتشر کرد که در آن لحظات به دلیل التهابات جنگ باورپذیر می‌نمود و در ده‌ها سایت و حتی برخی نشریات این عکس منتشر شد.
فقط کمتر کسی در آن روزها از خود سوال کرد این عکس که از زاویه‌ی یک هلی‌کوپتر (هلی‌کوپتر چه کسی؟ حزب‌الله!؟) گرفته شده با آن شکار لحظه‌ی تر و تمیز از لحظه‌ی انفجار توسط چه کسی گرفته شده و اگر هم توسط خود نیروهای نظامی اسرائیل یا خبرنگاران آن گرفته شده چگونه با این سرعت به دست این سایت رسیده است؟
مدتی بعد مشخص می‌شود که عکس مربوط به سال 1998 و از یک سایت استرالیایی در زمینه صنایع دفاعی با عنوان Defense Industry Daily برداشته شده است. منبع اصلی عکس
در این مطلب، خبر صحیح بوده و عکس نابجا و یا در حیطه‌ی جنگ روانی و تبلیغاتی استفاده شده و با وجود کشف منبع این عکس، سایت مذکور همان مطلب را تا این تاریخ و با همان تیتر حفظ کرده است.(تصحیح می‌شود: دقیقاً همین امروز آن عکس را از گزارش‌های تصویری بدون هیچ توضیحی برداشتند. کش گوگل ). اشاره مجدد: روز بعد کش گوگل تازه شده و دیگر نمایش داده نمی‌شود. کسانی که این مطلب را همان روز اول خوانده باشند آن را مشاهده کرده‌اند. عجب قایم «موشک»بازی شد!؟



تهران شهر ماهواره‌ها:
مدتی این عکس نیز به عنوان عکسی از تهران که پشت‌بام‌های آن را انبوهی از دیش‌های ماهواره پوشانده در سایت‌ها و حتی برخی مطبوعات دیده می‌شد. در نگاه اول به خاطر بافت ساختمان‌ها به نظر می‌رسد واقعاً تهران باشد اما عکس ظاهراً تصویر شهری در لبنان است.
خود عکس واقعی است. خبر غیرواقعی ضمیمه و تیتر آن این گونه القا کرده که اینجا زاویه‌ای از تهران است.

اینترنت در ایران برای همیشه قطع می‌شود!:
چند سال پیش یک نفر (فرض کنید نویسنده همین وبلاگ!) مطلب طنزی نوشت با عنوان: «اینترنت در ایران برای همیشه قطع می‌شود!» در این مطلب به مصاحبه‌ای خیالی با دکتر معتمدی وزیر سابق ارتباطات اشاره شده که در آن به طنز عنوان شده بود به خاطر بعضی آسیب‌ها اینترنت را در ایران قطع کرده و تمامی سرویس‌دهنده‌ها را جمع‌ می‌کنیم. چند روز بعد یکی از سایت‌ها با حذف جمله آخر که بر خیالی بودن این مصاحبه تاکید کرده عین همان مطلب را با این تیتر منتشر نمود: «جمهوری اسلامی طرحی را برای بستن تمامی مراکز خدماتی اینترنتی در دستور کار قرار داده است»! پس از آن برخی سایت‌های دیگر خبری و سیاسی این مطلب را با آب و تاب بیشتر منعکس کرده و تحلیل‌هایی نیز در این رابطه ارائه دادند .
در اینجا هوکس و خدعه‌ای در کار نبوده بلکه یک مطلب طنز موجب شده تا این گمان واقعی بودن ایجاد شود و نشر آن توسط یک پایگاه خبری و استفاده‌ی سیاسی از آن، جنبه‌ی طنزآمیز بودنش را از بین برده و جدی نمایش داده است.


یک مثال دیگر:
حال اگر محض مزاح یک خبر این گونه و به نحوی حرفه‌ای تنظیم شود و به دست‌تان برسد یا در یک سایت خبری یا یک وبلاگ بخوانید چه واکنشی به آن خواهید داشت و وقتی خبر گسترش یابد اصلاً از کجا خواهید فهمید که اصولاً چنین اتفاقی نیفتاده است!؟ (توضیح این که تمام اینها غیرواقعی و من‌درآوردی است! لطفاً جدی نگیرید!):


گفتگوی مهم تلفنی احمدی‌نژاد و مرکل:

«به نقل از یک منبع موثق در ریاست جمهوری، آقای احمدی‌نژاد صبح روز گذشته حدود یک ساعت با خانم آنجلا مرکل صدراعظم آلمان گفتگوی تلفنی دوستانه‌ای داشت. این منبع که نخواست نامش فاش شود گفت: خانم مرکل ضمن قدردانی از نامه‌ی آقای احمدی‌نژاد اظهار داشته از وی به طور رسمی جهت دیدار در آلمان دعوت به عمل خواهد آورد.
وی گفت: رئیس جمهور نیز ابراز امیدواری کرد که روابط فیمابین در این دیدار بهبود یابد. آقای احمدی‌نژاد ضمن اشاره به روابط تاریخی ایران و آلمان و انتقاد از سیاست‌های آمریکا و انگلیس، نقش مستقل آلمان در اروپا و جامعه‌ی ملل را ستود و گفت آلمان همیشه مهم‌ترین شریک تجاری ایران بوده و امیدواریم بدون فشار قدرت‌های بزرگ این همکاری‌ها ادامه یافته و گسترده‌تر شود.
این منبع افزود: صدراعظم آلمان در این گفتگو نسبت به شراکت در برنامه‌های هسته‌ای ایران ابراز تمایل کرده و اظهار داشته که آلمان آمادگی دارد در این زمینه با ایران همکاری کامل نماید.
به نظر می‌رسد برخی کشورهای اروپایی بدون توجه به موقعیت ایران در آستانه‌ی تحریم قصد دارند روابط غیرعلنی و تجاری خود با ایران را همچنان دنبال کنند».
در پایان آقای احمدی‌نژاد ضمن انتقاد از چاقی خانم مرکل وی را به کم کردن وزن تشویق کرد!
با کمی عکس و رنگ و لعاب کمتر کسی متوجه می‌شود که متن این خبر به کلی ساختگی است. عصر انفجار اطلاعات و رشد انواع رسانه‌های بومی و مدرن از این مکافات‌ها نیز دارد! که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی...

ماکیاولیسم خبری:
شاید بعضی از اینها در طبقه‌ی هوکس‌ها قرار نگیرند و همان ترفند یا خدعه‌ی هدفمند یا جنگ روانی مد نظر سازندگان آنها باشد. یعنی نوعی منافع خاص تبلیغی و سیاسی حتی برای دیگران به وجود آورد. برخی شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان کلیپ‌هایی با مضامین سیاسی پخش می‌کنند که در آن از تصاویر مشهور اعدام باند موسوم به کرکس‌ها که علاوه بر قتل و تجاوز خانواده‌های بسیاری را داغدار کرده بودند با عنوان اعدام آزادیخواهان و مبارزان ایران استفاده می‌کنند که به طور مطلق عملی اشتباه است. یا عکس مشهور صحنه اعدام افرادی که به کودکی تجاوز کرده بوده و تحت عناوینی نظیر حمایت از همجنسگرایان در مورد آن تبلیغ می‌شود و روی این گونه عکس‌ها و اخبار که واقعیت آن چیز دیگری است مانور داده می‌شود.
اینجا این واقعیت وجود دارد که مخاطبینی که در داخل ایران از اصل ماجرا خبر دارند نسبت به پیام آن رسانه حداقل در ذهن‌شان بازخورد منفی نشان می‌دهند و خودبه‌خود نوعی بی‌اعتمادی به آن رسانه در ذهن‌شان نقش می‌بندد حتی اگر آن را عنوان نکنند و حتی اگر موافق نظریات و سیاست‌های آنان باشند. این در کوتاه‌مدت آنان را به سمت رسانه‌های رقیب خواهد کشاند. رسانه‌های مختلف به ویژه سایت‌های خبری اینترنتی گاهی به دام این «سیاهچاله‌های اینترنتی» می‌افتند و سایتی اطلاع‌رسانی که هر خبری را تنها به دلیل مطابقت با منافع خود منعکس می‌کند استعداد بیشتری برای افتادن به این سیاهچاله‌ها و پایین آمدن اعتبار دارد.
سوال این است که ما تا چه حد مجازیم که از ناآگاهی انبوه مخاطبین خود استفاده کنیم و بعد تکلیف این نقیضه یا پارادوکس که مخاطب را با اخبار جعلی درگیر می‌کنیم و بعد کشف می‌شود که ماجرا در اصل چیز دیگری بوده و انواع و اقسام بهتان‌ها نیز به افراد بسته می‌شود، چگونه جبران می‌شود و آیا «هدف وسیله را توجیه می‌کند» می‌تواند جای سلامت خبری و انعکاس بی‌طرفانه و واقعی اخبار را بگیرد یا خیر؟ پاسخ به این سوال را کارشناسان رسانه‌های مختلف و خود مدیران این رسانه‌ها باید بدهند.


پیشنهادهایی به مدیران سایت‌های خبری در این زمینه:
1- دانش فنی خود را در زمینه‌ی وب و نرم‌افزارهای مختلف به ویژه نرم‌افزارهای گرافیکی بهبود بخشید.
2- به عکس‌ها و مطالبی که ماهیتاً حاوی یک مضمون جنجالی به ویژه در مورد شخصیت‌ها و افراد یا اخبار سیاسی و مسائل روز مخصوصاً مسائل سیاسی و مذهبی هستند و توسط افراد دیگری خارج از تیم عکاسی یا گزارش شما به دست‌تان می‌رسد، شک کنید و تا از صحت آن اطمینان نیافته‌اید از درج یا لینک دادن به آن خودداری کنید.
3- از مشاوره فنی و محتوایی کارشناسان وب، ادبیات و سایر رشته‌ها بهره بگیرید. در صورت نیاز و ضرورت درج یک خبر داغ (و البته مشکوک!)، حتماً پیش از درج خبر این کار را در اولویت قرار دهید. حتی می‌توانید از تجارب و مشاهدات وبلاگ‌نویسان و افراد باتجربه در عرصه‌ی اینترنت ایرانی که با اسامی و افراد و وقایع بیشتری آشنا هستند و یا رویدادهای سطح نت را رصد و مانیتورینگ می‌کنند بهره بگیرید.
4- همیشه به یاد داشته باشید که می‌توان یک عکس را به نحوی دستکاری کرد که تشخیص آن از واقعیت حتی برای کارشناس‌ترین افراد نیز دشوار باشد. بنابر این به تحلیل اجتماعی و سیاسی خبر و عکس و رخدادهای روز و ارتباط آن با عکس بیشتر دقت کنید.
5- بیشترین ترفندها در مورد مسائل روز اتفاق می‌افتد. این مسائل ممکن است جنبه‌های گوناگون سیاسی و مذهبی و اجتماعی داشته باشند. حتی ممکن است وقایع تاریخی گذشته نیز به نوعی با مسائل روز پیوند خورده و موضوع را قابل باور نشان دهد و یا مطلب مورد نظر تنها نوعی طنز باشد.
6 - اعتماد مخاطبین و انصاف را فدای تبلیغات زودگذر یا منافع و دیدگاه‌های سیاسی خاص نکنید. این شیوه‌ها کهنه و مطرود است و به دروغ‌پردازی تعبیر می‌شود. «افشاگری» در ادبیات رسانه‌ای و سیاسی ما بد تعریف شده و به تعریفی دوباره و سالم در جهت روشن‌گری عامه‌ی مردم نیاز دارد. بسیاری از هوکس‌های سیاسی از این اشتیاق رسانه‌ها برای کسب اخبار و گزارش‌های داغ و مثلاً افشاگرانه استفاده می‌کنند و با آشکار شدن واقعیت، این صاحبان آن رسانه‌ها هستند که لطمه می‌بینند.
6- بیشترین خطاها و به دام هوکس افتادن‌ها توسط رسانه‌های ایرانی خارج از کشور با رویکرد افراطی به مسائل صورت می‌گیرد. تا از صحت یک خبر یا عکس و اثرات آن مطمئن نشده‌اید، اعتبار رسانه‌ی خود را مخدوش نکنید. به ویژه در زمینه‌ی نام اشخاص و نام مکان‌ها دقت داشته باشید. بر وبلاگ‌ها و سایت‌های شخصی این خطاها حرجی نیست ولی وقتی تیمی با عنوان یک خبرگزاری یا پایگاه خبری به منبع نشر اخبار غیرواقعی مبدل شود به تدریج اعتبار خود را از دست می‌دهد.
7- اگر متوجه شدید محتوای یک خبر یا یک عکس خاص صحت نداشته و نوعی ترفند است، بلافاصله در صفحه‌ی همان خبر و بهتر است که در بالای آن، توضیح ضروری را قید کنید. این موجب جلب اعتماد و احترام بیشتر مخاطب به سایت شما خواهد شد.
8- ترفندهای هدفمند و تحریف واقعیت برای منافع سیاسی نیز هیچ گاه جای سلامت خبری و اطلاع‌رسانی سالم و اگر هم شد لحن غیرجانبدارانه را نمی‌گیرند. به تجربه ثابت شده است که پایدارترین و موفق‌ترین و قابل اعتمادترین رسانه‌ها همین رسانه‌هایی هستند که اگر چه در ظاهر لحن محترمانه و بی‌طرفانه‌ای هم دارند اما هوشمندانه سیاست‌های خود را نیز دنبال می‌کنند و موجب جلب مخاطبین بیشتر می‌شوند.

○ امید که این مطلب بلند به کار مدیران سایت‌های مختلف خبری به ویژه کسانی که سایت جدیدی با فعالیت اطلاع‌رسانی می‌سازند، بیاید. خطاها اجتناب‌ناپذیر هستند اما گاهی درج یک خبر یا عکس موقعیت‌های دشواری نظیر سؤتفاهم و جنجال و بحران به وجود می‌آورد که رسانه‌ها را ناگزیر از پاسخگویی یا تبعات آن و حتی به برخوردهای قضایی می‌کشاند که به دلیل پیچیدگی فنی و محتوایی ذاتی اینترنت و توسعه‌نیافتگی آن در ایران قضاوت در این مورد را دشوارتر می‌کند.

خوب دوستان همونطور که گفتم این مقاله برگرفته از سایت " نقطه ته خط " بود . اگر دوستان در موارد مشابه هم مطلبی دارند لطفا در اینجا قرار بدند تا منبع خوبی برای تمیز دادن دروغ از واقعیت باشه.
ممنون.

  فرهنگ سازی کنیم


پنجشنبه 25 آبان ماه سال 1385
تله موش

       تله موش

 

موش ازشکاف دیوار سرک کشید تا ببیند این همه سروصدا برای چیست . مرد مزرعه دار تازه از شهر رسیده بود و بسته ای با خود آورده بود و زنش با خوشحالی مشغول باز کردن بسته بود .
موش لب هایش را لیسید و با خود گفت :« کاش یک غذای حسابی باشد .»
اما همین که بسته را باز کردند ، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد ؛ چون صاحب مزرعه یک تله موش خریده بود .
موش با سرعت به مزرعه برگشت تا این خبر جدید را به همه ی حیوانات بدهد . او به هرکسی که می رسید ، می گفت :« توی مزرعه یک تله موش آورده اند، صاحب مزرعه یک تله موش خریده است . . . »
مرغ با شنیدن این خبر بال هایش را تکان داد و گفت : « آقای موش ، برایت متأسفم . از این به بعد خیلی باید مواظب خودت باشی ، به هر حال من کاری به تله موش ندارم ، تله موش هم ربطی به من ندارد .»
میش وقتی خبر تله موش را شنید ، صدای بلند سرداد و گفت : «آقای موش من فقط می توانم دعایت کنم که توی تله نیفتی ، چون خودت خوب می دانی که تله موش به من ربطی ندارد. مطمئن باش که دعای من پشت و پناه تو خواهد بود .»
موش که از حیوانات مزرعه انتظار همدردی داشت ، به سراغ گاو رفت . اما گاو هم با شنیدن خبر ، سری تکان داد و گفت : « من که تا حالا ندیده ام یک گاوی توی تله موش بیفتد.!» او این را گفت و زیر لب خنده ای کرد ودوباره مشغول چرید شد .
سرانجام ، موش ناامید از همه جا به سوراخ خودش برگشت و در این فکر بود که اگر روزی در تله موش بیفتد ، چه می شود؟
در نیمه های همان شب ، صدای شدید به هم خوردن چیزی در خانه پیچید . زن مزرعه دار بلافاصله بلند شد و به سوی انباری رفت تا موش را که در تله افتاده بود ، ببیند .
او در تاریکی متوجه نشد که آنچه در تله موش تقلا می کرده ، موش نبود ، بلکه یک مار خطرناکی بود که دمش در تله گیر کرده بود . همین که زن به تله موش نزدیک شد ، مار پایش را نیش زد و صدای جیغ و فریادش به هوا بلند شد. صاحب مزرعه با شنیدن صدای جیغ از خواب پرید و به طرف صدا رفت ، وقتی زنش را در این حال دید او را فوراً به بیمارستان رساند. بعد از چند روز ، حال وی بهتر شد. اما روزی که به خانه برگشت ، هنوز تب داشت . زن همسایه که به عیادت بیمار آمده بود ، گفت :« برای تقویت بیمار و قطع شدن تب او هیچ غذایی مثل سوپ مرغ نیست .»
مرد مزرعه دار که زنش را خیلی دوست داشت فوراً به سراغ مرغ رفت و ساعتی بعد بوی خوش سوپ مرغ در خانه پیچید .
اما هرچه صبر کردند ، تب بیمار قطع نشد. بستگان او شب و روز به خانه آن ها رفت و آمد می کردند تا جویای سلامتی او شوند. برای همین مرد مزرعه دار مجبور شد ، میش را هم قربانی کند تا باگوشت آن برای میهمانان عزیزش غذا بپزد .
روزها می گذشت و حال زن مزرعه دار هر روز بدتر می شد . تا این که یک روز صبح ، در حالی که از درد به خود می پیچید ، از دنیا رفت و خبر مردن او خیلی زود در روستا پیچید. افراد زیادی در مراسم خاک سپاری او شرکت کردند. بنابراین ، مرد مزرعه دار مجبور شد ، از گاوش هم بگذرد و غذای مفصلی برای میهمانان دور و نزدیک تدارک ببیند .
حالا ، موش به تنهایی در مزرعه می گردید و به حیوانان زبان بسته ای فکر می کرد که کاری به کار تله موش نداشتند !

نتیجه ی اخلاقی : اگر شنیدی مشکلی برای کسی پیش آمده است و ربطی هم به تو ندارد ، کمی بیشتر فکر کن. شاید خیلی هم بی ربط نباشد .


شنبه 29 مهر ماه سال 1385
چهره های موفق ایرانی

آیا تابحال با چهره ایرانیان موفق آشنا شده اید؟

امروز به معرفی تعدادی از هموطنان عزیزمون که در جهان بعنوان چهره موفق شناخته می شوند می پردازیم...



پییر امیدیار پییر امیدیار

پییر امیدیار موسس و رئیس شرکتebay بنیانگذار تجارت الکترونیک در جهان

پروفسور لطفی زاده پروفسور لطفی زاده

پروفسور لطفی زاده استاد دانشگاه آمریکا و پدر منطق فوزی . کامپیوتر هوشمند و بنیانگذار نسل سوم کامپیوتر در جهان

امید کردستانی امید کردستانی

امید کردستانی معاون ارشد سایت google

حسین اسلامبلچی حسین اسلامبلچی

حسین اسلامبلچی رئیس شرکت مخابرات آمریکا AT&T

کریستینا امان پور کریستینا امان پور

خانم کر یستینا امان پور رئیس بخش سی ان ان در آمریکا

پروفسور مجید سمیعی پروفسور مجید سمیعی

پروفسور مجید سمیعی رئیس جراحان مغز جهان در آلمان

بیژن داوری بیژن داوری

پروفسور بیژن داوری معاون ارشد شرکتIBM بزرگترین شرکت سخت افزار کامپیوتر در جهان

قاسم اسرار قاسم اسرار

قاسم اسرار عضو هیئت مدیره ایستگاه فضایی ناسا

انوشه انصاری انوشه انصاری

خانم انوشه انصاری رئیس موسسه تکنولوژی تل کام و اولین فضا نورد زن تاریخ

پروفسور علی جوان پروفسور علی جوان

پروفسور علی جوان در سال 1958 زمانی که کارمند آزمایشگاه بل بود، ایده قانون کلی لیزر گازرا مطرح نمود و در 1960 طرح خود را به مرحله باروری رساند. او در سال 1964 برای کارهایی که در زمینه لیزر گازها انجام داده بود مدال استوارت بالنتاین Stewart Ballentine را از انستیتو فرانکلین دریافت نمود و در سال 1966 مدال بنیاد فنی و جان هرتز Fanny and John Hertz Foundation و در سال 1975 مدالفردریک آیوز Fredrick Ives از انجمن اپتیکال و در سال 1993 مدال علمی جهانی آلبرت اینشتین Albert Einstein World Medal of Scienceرا از انجمن World Cultural دریافت کرد.

فرح کریمی فرح کریمی

خانم فرح کریمی تنها زن ایرانی پارلمان هلند

محمد جمشیدی محمد جمشیدی

پروفسور محمد جمشیدی مدیر برنامه های داخلی ایستگاه فضایی ناسا

آزاده تبازاده آزاده تبازاده

خانم آزاده تبازاده دانشمند ایستگاه فضایی ناسا

فرزاد ناظم فرزاد ناظم

فرزاد ناظم مدیر فنی سایت yahoo

ماریا خرسند ماریا خرسند

خانم ماریا خرسند رئیس شرکت اریکسون

فریار شیرزاد فریار شیرزاد

فریار شیرزاد معاون وزارت بازرگانی آمریکا و دستیار ریاست جمهوری آمریکا در

 

 

از سایت تفریحی   دوستان بیایم قانون کپی رایتو رعایت کنیم 

کم کم .کم کم    داریم خیلی عقب می مونیم


جمعه 3 شهریور ماه سال 1385
پختن تخم مرغ با گوشی همراه
ولادیمیر لوگوسکی (Vladimir Lagovski) و آندری مویسنکو (Andrei Moiseynko) از روزنامه‌ی Komsomolskaya Pravda در مسکو تصمیم گرفتند که به صورت مستقیم مضرات تلفن همراه را نشان بدهند.

در این آزمایش هیچگونه جادویی در مورد چگونگی پخت با تلفن‌های همراه وجود ندارد و تنها موضوع محرمانه‌ی این آشپزی امواج رادیویی است که از تلفن‌های همراه منتشر می‌شود!


این دو روزنامه‌نگار سیستمی همانند مایکروویو را خلق کردند که در شکل زیر مشاهده می‌کنید. در این سیستم تخم مرغ را طوری بین دو تلفن همراه قرار می‌دهیم که طرف صفحه‌ی نمایشگر و یا به عبارتی طرفی که با آن صحبت می‌کنیم در مقابل هم قرار بگیرند. یک ضبط صوت را هم در مقابل گوشی‌ها قرار داده‌اند تا صداهای تولید شده از تلفن همراه را در حالی که گوشی‌ها روشن‌اند را پخش کند.


بعد از 15 دقیقه: تخم مرغ اندکی گرم می‌شود.
بعد از 25 دقیقه: تخم مرغ بسیار گرم می‌شود.
بعد از 40 دقیقه: تخم مرغ بسیار داغ می‌شود.
بعد از 65 دقیقه: تخم مرغ پخته شده است!
شما در شکل زیر می‌توانید آن را مشاهده کنید.


نتایج:
1- پختن تخم مرغ با موبایل امکان‌پذیر است ولی بسیار گران قیمت! (4875 تومان، 4.5 دلار یا 123 روبل)
2- تمام صحبت‌های گفته شده در مورد این خطر اغراق‌آمیز است و در صورتی مغز شما پخته می‌شود که شما ساعات بسیار زیادی را مشغول صحبت کردن با موبایل باشد!
3- در آخر هم ما توصیه می‌کنیم که تلفن همراه خود را در زیر شلواری خود قرار ندهید!

عکس‌ها توسط Anatoly Zhdanov گرفته شده است

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 678935


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

تبلیغات

#FFFFFF
 
LANGUAGE="JavaScript"> var timerID = null; var timerRunning = false; function stopclock () { if(timerRunning) clearTimeout(timerID); timerRunning = false; } function showtime () { var now = new Date(); var hours = now.getHours(); var minutes = now.getMinutes(); var seconds = now.getSeconds() var timeValue = "" + ((hours >12) ? hours -12 :hours) timeValue += ((minutes < 10) ? ":0" : ":") + minutes timeValue += ((seconds < 10) ? ":0" : ":") + seconds timeValue += (hours >= 12) ? " P.M." : " A.M." document.clock.face.value = timeValue; // you could replace the above with this // and have a clock on the status bar: // window.status = timeValue; timerID = setTimeout("showtime()",1000); timerRunning = true; } function startclock () { // Make sure the clock is stopped stopclock(); showtime(); }